حاشيه نگاري يك مراسم
سلام
جاتون خالي سه شنبه اي كه گذشت رفتيم افطاري – نهاد رياست جمهوري- پيش آقا محمود
قبل از مراسم دم در نهاد همه جمع شده بودند و مراسم ماچ و بوسه برقرار بود دوستان زیادی را که خیلی وقت بود ندیده بودم را زیارت کردم
دوسه بارگشتنمون تا رفتيم تو البته نه مثل بيت رهبري – اونجا خيلي بد ميگردند -
همه نشستند و منتظر قرائت قرآن شدند

قبل از رئيس جمهور چند تا از بچه ها حرف زدند كه عموما حرف هايي از سنخ دانشجويي بود و يك ساعتي طول كشيد
و بعد نوبت به خود رئيس جمهور رسيد
از نكات جالب صحبت بچه ها اين بود كه خيلي هول كرده بودند مثلا يكي اومد به رئيس جمهور بگه، آقا به شما اين نكته رو تذكر دادند گفت آقا به شما عرض كرد و شما فرموديد ، بعد اومد درستش كنه گفت :ببخشيد آقا فرمود و شما عرض كرديد
يا نفر آخر كه خيلي بچه باحالي هست – از بچه هاي لرستانه - مجري بهش چند بار گفت تموم كنه، آخر وسط حرفش گفت : چون وقت كمه من بقيه وقتم رو ميدم رئيس جمهور حرف بزنه كه با اين حرفش همه خنديدند

وقتي ريس جمهور اومد پشت تريبون سلام كرد و دستي تكون داد بعد همه بچه ها هم دستاشون رو بردن بالا و سلام كردند كه اين امر هم باعث خنده ي همه شد.
رئيس جمهور ساعت هفت و ده دقيقه شروع به صحبت كرد و قبل از صحبت هايش گفت وقت خيلي كمه و من نميتونم همه حرف ها رو بزنم كه بچه ها گفتن بعد افطار ميمونيم و چند بار مجلس ولوله داشت و همه بلند گفتند: بله ميمونيم
قبل افطار حرف هاي عام زده شد و در مورد وظايف دانشجو، اهداف آنها ، تشكل ها و غيره حرف زدند بعد اذان شد و همه رفتيم نماز و افطار – زرشك پلو با مرغ دادند به علاوه سوپ و مخلفات قبلش هم چايي و نون پنير
اصل ماجرا بعد از افطار بود
وقتي داشتم ميرفتم تو سالن عليرضا احمدي نژاد رو ديدم سلام كرد و سلام كردم – قيافش كپه باباشه – نتونستم نخندم و زدم زير خنده – خودشم خندش گرفت
ديگه خبرنگاران اجازه ورود نداشتند و ظاهرا قرار بود رئيس جمهور حرف هاي خصوصي بزند
حرف ها خصوصي بود و منم نميگم اما چند قضيه جالب اتفاق افتاد كه اونا رو ميگم
مثلا
رئيس جمهور در مورد ازدواج با اون لحنش خاصش گفت : هيچ گناهي – بزرگتر از اين نيست- كه كسي- لحظه اي – وقفه اي – تو ازدواج يك پسر و دختر وارد كنه
كه اين حرف موجب تشويق همه شد و برخي كه انگار خيلي در عذاب بودند چنان دست زدند كه خودشون هم خنديشان گرفت
بعد رئيس جمهور داستان ازدواج خودش رو تعريف كرد كه بماند اما كلي خنديديم
رئيس جمهور وقتي در مورد يك بنده خدايي كه از امام هم اجازه دارد
حرف ميزد دوتا جك هم تعريف كرد كه انقدر خنديديم دلمان درد گرفت مخصوصا با لحن و اداي مخصوص به خودش.

بعد وقتي داشت ادامه ميداد ظاهرا ياد مطلب ديگري افتاد و تا آمد بگويد منصرف شد و گفت : ولش كنيد ما رو از نون خوردن نندازيد كه دوباره همه خنديدند
دكتر در مورد اون شب مناظره هم خاطره اي تعريف كرد و وقتي ميخواست تعريف كند گفت :اون شب مناظره را يادتون هست : كه همه با لحني خاص گفتند : بعله كه خود دكتر هم خنديد
رئيس جمهور در مورد حوادث اول انقلاب چند نكته را گفت و داستان كارهاي دانشجويي خودش را تعريف كرد .در همين حال داستان و قضيه گزينش آموزش و پرورش را بيان كرد و در زماني كه ميخواست تعريف كند گفت: من يه اتفاقي رو يادم مياد ميخوايد بگم ، بگم
كه همه باز لبخند زدند و گفتند بگوييد
دكتر در مورد يكي از نماينده هاي مجلس كه هميشه مخالف دولت است گفت : من ميخواهم در مصاحبه اي از ايشان تعريف كنم كه ايشان فردا بيايد و بگويد نه اين دروغ ميگه
اتفاقات و حرف هاي تازه زيادي گفته شد. در همه مورد
رئيس جمهور در مورد جریان همایش ایرانی ها نکته جالبی را گفت و سناریو دعوت از هوشنگ امیر احمدی را برای تخریب همایش به صورت تک جمله بیان کرد و بعد به مسئله حجاب رسید که فکر کنم اگر برخی از این زاهدین عالم نما این حرف ها را بشنوند سکته کرده یا فریاد وا اسلاما سر میدهند اما جدای از این حرف ها صحبت دکتر در مورد حجاب واقعا صحیح بوده و بزرگترین اشتباه تاریخ انقلاب گشت ارشاد بوده است
آخر جلسه نزديك هاي ساعت يازده هم نوبت پرسش و پاسخ رسيد و چند نفري بلند شدند و سوالاتي را مطرح كردند مثلا در مورد آقاي مشايي و.... و رئيس جمهور هم بدون هيچ كم و كاستي يك سري روشنگري ها رو كرد كه شايد همه در يك سري مسائل شير فهم شدن
حتي در مورد زندگي خصوصي آقاي مشايي هم يك چيزايي گفت كه شايد هيچ كسي باورش نميشد.

وقتي يك دانشجو داشت در مورد يك مسئله اي سوال ميكرد چند نفر ايراد داشتند و بلند شدند و چند نفری با هم حرف زدند كه رئيس جمهور با خنده و آن قيافه جالب گفت: بر اعصابتون مسلط باشيد كه همه خنديدند.
دكتر خاطرات و حرف هاي زيادي را زد از مجالس در لندن تا تهراني هاي در مجلس
از خيانت ها تا خيانت ها![]()
جمع ، جمع دوستانه و موثري بود و رئيس جمهور هم همه حرف و نقل ها كه تو اين چند روز طرح ميشد كه اينها دانشجو نيستند و يك عده گزينشي هستند رو با كارش خنثي كرد چرا كه قرار بود بعد افطار جلسه تموم بشه اما دكتر همه قرار هاشو موكول كرد و تا دوازده شب وايساد تا حرف هاي تازه ما رو بشنود و يك سري حرف تازه هم بزند و برخي ها رو بسوزوند.
رئيس جمهور هفت ساعت و نيم در جمع ما بود و چهار ساعت ايستاده سخنراني كرد و مطالبي را گفت كه شايد هيچ بار نگفته بود .
اگر چه خبرنگاران در بخش دوم جلسه نبودند اما من يقين دارم خبرها را ميدانند اما بر ضرر خود ميدانند كه منتشر كنند (محض توجه آقايان جهان نيوز ،مشرق نيوز و ... يا صدا سيما كه فقط به گفتن جمله : دانشجويان با رياست جمهور ملاقات كردنند بسنده كرد)
خلاصه اينكه شب خيلي جالبي بود از ساعت پنج و نيم تا ساعت دوازده شب جلسه طول كشيد و حرف هاي تازه اي زده شد.
در پست بعد حساب یک مشت بسیجی را خواهم رسید ، باشد كه آدم شوند

